تعمیرات تخصصی لپ تاپ ایسوس

آموزش تعمیرات تخصصی انواع لپ تاپ های ایسوس

تعمیرات تخصصی لپ تاپ ایسوس

آموزش تعمیرات تخصصی انواع لپ تاپ های ایسوس

بهترین و با کیفیت ترین مقالات و آموزش ها را میتوانید در وبلاگ ما مشاهده کنید. اینجا همان جایی است که شما به مهارت و اطلاعات مورد نیاز برای تعمیر وسایل مد نظر خود را به صورت کامل و همچنین کاربردی کسب میکنید.

  • ۰
  • ۰

حقوق و فقه چه رابطه ای با یکدیگر دارند؟

هدف از نگارش مقاله رابطه حقوق و فقه بیان نسبت منطقی میان مسائل مورد بحث در این دانشها است و الا بدون شک از لحاظ لغوی و اصطلاحی میان آنها تفاوت فاحشی وجود دارد.

فقه چیست؟

فقه آگاهی ازاحکام و دستوراتی است که فقیه بر حسب استنباط خود آن را احکام شارع می‌داند.

حقوق چیست؟

حقوق در یک معنا در واقع امتیازاتی است که قوانین برای اشخاص به رسمیت شناخته است؛ در این معنا رابطه آنها از قبیل علل و معالیل است. اما مسائل مورد بحث در این علوم بر این گونه نیست‘ مسائل مورد بحث در فقه و حقوق مدون (به معنای مجموع قواعد حاکم بر روابط اشخاص در جامعه با یکدیگر و با دولت) گروهی مشترک و دسته آتی به هر کدام اختصاص دارد‘ در این صورت‘ میان آنها عموم و خصوص من وجه است و بدیهی است چنانچه مسائل اختصاصی حقوق از قبیل حقوق بین الملل را نیز در حیطه اقتدار استنباط فقها قراردهیم یا فرضاً ادعا کنیم که مسائلی از قبیل عبادات هم برای حقوقدانان اسلامی قابل بررسی است‘ در این صورت‘ نسبت فیمابین ممکن است به عموم و خصوص مطلق یا حتی تساوی بازگشت کند؛ اما بدون شک مسائل مورد بحث در فقه و حقوق مدون فعلی از قبیل عام وخاص من وجه است.

زیرشاخه های فقه و حقوق - دانشگاه مذاهب اسلامی - مرکز مشاوره پدرام

مفهوم فقه در لغت

برای دانستن رابطه بین دو چیز در آغاز باید خود آن دو چیز را شناخت؛ فقه درلغت خوب فهمیدن چیز ودر اصطلاح چنانکه پیشینیان گفته‌اند: «به دست آوردن احکام شرعیه فرعیه است از راه دلیلهای جداگانه هر کدام.» مقصود از «علم» در تعریف، خصوص علم متعارف که معمولاً در مقابل ظن، شک و وهم بکار می‌رود نیست، چرا که بدست آوردن آگاهی صد در صد در همه مسائل فقهی امکان پذیر نیست، به علاوه فقیه درمقام بدست آوردن حجت بر حکم شرعی است وحجت به علم اختصاص ندارد. علم حجیت ذاتی دارد؛ سایر حجج (امارات معتبره) حجیت کسبی. چنانچه علم، یعنی آگاهی صد در صد در مورد مسأله ای به دست آید. فقیه ناگزیر باید از آن پیروی کند، در غیر اینصورت، فقیه باید از راه حجج شرعیه احکام را استنباط کند. بنابراین، مقصود از «علم» در تعریف بدست آوردن آگاهی از راه علم یا علمی (امارات معتبره) است. بدیهی است درصورت دوم حتی حصول ظن شخصی هم ضرورت ندارد، مانند استناد فقیه درمقام استنباط به خبر ثقه.

علما فقه را چگونه تعریف می کنند؟

«فهمیدن چیزی، دانستن و دریافتن». در فرهنگ فارسی معین آمده: «دانستن، عالم بودن به چیزی»2. لغتنامه‌ها در عین این که معنای لغوی فقه را بیان کرده‌اند به معنای اصطلاحی آن نیز اشاره کرده‌اند: «فقه علم احکام شرعیه از روی ادله تفصیلیه است» (جرجانی)

«فقه علمی است که از فروع عملی احکام شرع بحث می‌کند و مقصود آن تحصیل ملکه اقتدار بر اجرای اعمال شرعی است» و فقها در این اصطلاح «دانشمندان علم شریعتند»

«فقه در معنای اعم؛ علم شرع است و فقها صاحبان نظر، در فقه هستند، در صدر اسلام قراء، فقها بودند.»

معنای لغوی حقوق

«حقوق، جمع حق؛ حق‌ها، جزاها، سزاها و پاداش‌ها»

«حق؛ ثابت، ثابتی که انکار آن روا نباشد» معنای دیگر حق؛ «راست کردن سخن، درست کردن، وعده، تعیین نمودن، درست و صحیح»

حق سلطه است: «و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لولیه سلطاناَ.»

«حق عبارت از توانایی است که شخص بر چیزی یا کسی داشته باشد.

انواع احکام

احکام یا تکلیفیه است یا وضعیه. احکام تکلیفیه احکامی است که به فعل یاترک مکلف تعلق می‌گیرد و منظور از آن ابراز طلب الزامی یا غیر الزامی، زجر وتنفر الزامی یا غیر الزامی، یا ابراز ترخیص وتخییر در فعل وترک است. چنانکه از این تعریف پیداست این احکام دارای پنج قسم است: الزام به فعل یا ترک (وجوب)، طلب غیر الزامی فعل یا ترک (استحباب)، تنفر الزامی نسبت به فعل یا ترک (حرمت)، تنفر غیر الزامی از فعل یا ترک (کراهت)، ترخیص در فعل و ترک (اباحه). احکام وضعیه احکامی است که به منظوری جز اینها جعل شده است، از قبیل: جزئیت، سببیت، شرطیت، ماتعیت و غیرها، بنابراین، اولاً به تعلق به افعال یا چیز دیگر اختصاص ندارد، چنانکه ممکن است فعلی جزء یا شرط یا سبب. و غیره برای چیزی واقع شود؛ مثلاً، رکوع جزء نماز است؛ عقد سبب ملکیت، زوجیت وغیرها، ونماز ظهر شرط صحت نماز عصر وهکذا، همینطور ممک به تقسیمی دیگر، احکام یا تأسیس‌اند یا امضائی. احکام تأسیسی احکامی است که شارع خود آنها را بنیان نهاده است، مانند: احکام تکلیفیه عبادی و غیر عبادی، از قبیل: وجوب نماز وروزه، حرمت شرب خمر، غناء وغیرها. احکام امضائی احکامی است که عرف آن را بنیان نهاده وشرع مورد پذیرش قرار داده است، از قبیل: احکام معاملات و بسیاری از احکام وضعیه دیگر، بلکه حتی اصول احکام عبادات وغیرها که امضای احکام شرایع سابقه و نیز بنای عقلاً برتواضع وفروتنی نسبت به کمال مطلق است.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی